پیش نیازهای گفتگو برای حل مسئله(۱۵)

پیش نیازهای گفتگو برای حل مسئله(۱۵)

گفتگو برای حل مسئله

آیا چالش برانگیزترین گفتگوهای شما با همسرتان بر سر گرفتن یک تصمیم مشترک است؟ گفتگو هایی که هیچ یک از دوطرف نظر دیگری را قبول نمی کند و فقط نظر خود را درست می داند، برای برون رفت از این بحران چه باید کرد؟

در این قسمت می خواهیم افراد مهاری شویم که می توانند در درون خانواده مشکلاتشان را حل کنند، در واقع می خواهیم در خود مهارت حل مسئله ایجاد کنیم. برای ایجاد این مهارت ابتدا لازم است با پیش نیازهایی آشنا شویم.

 

پیش نیاز اول

نمی دانم متولد چه سالی هستید؟ آیا در کودکی کارتون گالیور را دیده اید و با شخصیت منفی باف آن آشنا هستید؟ شخصیتی که دیالوگ اصلی اش ” من می دونم ما شکست می خوریم ” بود.

برخی افراد در خانواده چنین شخصیتی دارند و همیشه ناامید هستند و تا به یک بن بست می خورند، گمان می کنند هیچ راه حلی برای خروج از بن بست وجود ندارد.

اما در این دنیا همه ی مسائل قابل حل است حتی اگر یک مسئله به طور کامل قابل حل نباشد ولی می توان مشکلات آن را کاهش داد.

پیشنیاز اول در حل مسئله باور به حل پذیر بودن مشکلات است و این که هیچ بن بستی وجود ندارد.

افرادی که باور می کنند راه حلی برای مسئله یا مشکل وجود ندارد، هیجان زده می شوند و فضای تصمیم گیری را احساساتی می کنند. داد زدن های بی مورد، گریه و … نشانه های کنترل نکردن هیجانات در تصمیم گیری است.

گنجشک کوچکی را تصور کنید که در یک قفس شیشه‌ای گرفتار شده، او به جای حل مسئله و پیدا کردن راه فرار محکم خود را بر شیشه قفس می کوبد و آن قدر دیوانه وار این کار را انجام می دهد تا از حال می رود. برخی افرادی مانند این گنجشک زمانی که به بن بست می خورند به جای حل مسئله، هیجانات خود را تخلیه می کنند. چون گمان می کنند هیچ راه حلی وجود ندارد و فقط باید گریه کرد یا داد زد.

باز هم تکرار می کنم همه مشکلات زندگی راه حل دارد، اگر نمی توانید مشکلات را حل کنید، لااقل می توانید آن ها را کاهش دهید.

 

پیش نیاز دوم

آیا دور بودن خانه شما از منزل مادر خانم تان، مسئله‌ی همسرتان است و به شما ارتباطی ندارد؟

این طرز فکر، اشتباه است که برخی اوقات گمان می کنیم، فلان مسئله ارتباطی با من ندارد و مسئله‌ی همسرم است. بیان عبارتی مانند” این مسئله تو است و به من ارتباطی ندارد” نشان از بی توجهی ما به خانواده است. زیرا خانواده مانند یک بدن واحد می ماند و اگر قلب این بدن بیمار شود به همه‌ی اعضا آسیب می رساند. ما وقتی  خانواده شدیم مسئله خانم یا آقا دیگر مطرح نیست، بلکه هم مسئله آقا و هم مسئله خانم، مسئله خانواده است.

باید هر مشکلی که برای یکی از اعضای خانواده ایجاد می شود، طرف مقابل احساس کند مشکل اوست و اقدام به حل آن کند. زمانی که شما در تصمیم گیری تمام مسائل خانواده را مسئله خود دیدید، تلاش مجدانه تری برای حل آن انجام می دهید.

هر گاه همسرتان از مسئله ای رنج می برد، طبیعتا شما نیز از آن مسئله رنجیده خاطر  خواهید شد، زیرا اولا شما همسرتان را دوست دارید و این محبت وابستگی ایجاد می کند؛ ثانیا هر مسئله ای که برای همسرتان ایجاد شود، تبعات آن مشکل، دامنه خانواده را خواهد گرفت.

 

پیش نیاز سوم

بحث بر سر رفتن یا نرفتن به عروسی بالا می گیرد. همسرتان با صدای بلند فریاد می زند:” من عروسی نمی آیم”. شما هم با صدای بلندتر می گویید….

در مکالماتی که هدف آن حل یک مسئله است، احتمال هیجان زده شدن شما و همسرتان بالاست. زیرا گاهی احساس می کنید، به شما ظلم شده و نظر شما پذیرفته نشده است.

بهترین کار در مواقعی که شما و همسرتان هیجان زده می شوید چیست؟ آیا باید بر نظر خود پافشاری کنید؟

هیجان زده شدن اشکالی ندارد، زیرا همه ‌ی انسان ها ممکن است تحت شرایطی کنترل هیجانات خود را از دست بدهند. اما برای کاهش آسیب این هیجانات، باید هر دوطرف یاد بگیرند زمانی که هیجان زده می شوند از هر نوع تصمیم گیری اجتناب کنند.

به طور مثال وقتی همسر من در حال داد زدن است، نباید گفتگو را ادامه دهم تا به بحران تبدیل شود. بلکه با انجام کارهایی مثل دادن یک لیوان آب به او، عوض کردن بحث و …. از تصمیم گیری در زمان هیجان جلوگیری کنم.

اگر شما مهارت کنترل هیجان را به دست آورید، کمتر در گفتگوها به بن بست می خورید. زمانی که در حین تصمیم گیری در مورد یک موضوع، احساسات یک نفر فوران می کند و نمی تواند جلوی خودش را بگیرد، مثلا شروع به گریه می کند یا داد می زند، در این لحظه دیگر نباید طرف مقابل بر نظر خود پافشاری کند. بلکه باید طرف مقابل را آرام کند و بعد از رسیدن به آرامش، گفتگو را ادامه دهند.

با ما همراه باشید با سلسله مباحث مهارت های زندگی….

حجت الاسلام محمد حسین افشاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *