اولین گام از گام های حل مسئله(۱۶)

اولین گام از گام های حل مسئله(۱۶)

گام های حل مسئله

شما تا این جا مهارت های لازم برای حل مسئله را کسب کرده اید. حال می خواهیم شروع به حل مسئله کنیم. چه گام هایی باید برداریم تا در انتها به نتیجه دلخواه برسیم؟ از کجا باید شروع کنیم؟

در ادامه با گام های حل مسئله آشنا می شوید. اگر این گام ها را دقیق بردارید، در پایان به یک نتیجه رضایت بخش خواهید رسید.

 

گام اول: بیان روشن و واضح مسئله

به نظر شما منشا بسیاری از دعوا هاو اختلاف نظرها در خانواده چیست؟ اگر پای صحبت مشاورین خانواده بنشینید به شما خواهند گفت بیش از ۷۰ درصد علت اختلافات خانوادگی، ریشه در ناتوانی زوجین در بیان روشن و واضح مسئله مورد بحث دارد، نتیجه این ناتوانی برداشت های غلطی است که منجر به دعوا و کدورت می شود.

زن و مردی در ذهنتان تصور کنید که در حال بحث و گفتگوی جدی با یکدیگر هستند ولی هیچ یک نمی دانند مسئله‌ی طرف مقابل چیست ، آیا نتیجه چنین بحثی، غیر از دعواست؟

فرض کنید شما و همسرتان می خواهید یک وسیله‌ی جدید بخرید، شما وسیله ای مد نظرتان یک تلفن همراه است و همسرتان یک یخچال، ولی به یکدیگر نمی گویید چه وسیله ای می خواهید بخرید، فقط زن با صدای بلند می گوید باید وسیله ای که می خریم بزرگ باشد و مرد با صدای بلند تر می گوید همین که من گفتم باید کوچک باشد. مشکل این زوج نفهمیدن موضوع و مسئله ای است که در حال بحث و دعوا بر سر آن هستند. قطعا اگر نظرمرد را در مورد یخچال بپرسید می گوید باید بزرگ باشد و زن هم تلفن همراه  کوچک را می پسندد ولی از آن جایی که مسئله‌ی  مورد بحث، واضح نیست، دعوا و اختلاف های ناراحت کننده‌ای به وجود می آید.

بیان روشن و واضح مسئله به شما کمک می کند تا نیمی از راه یک گفتگو اثربخش و تصمیم ساز را طی کرده باشید. اما در بیان واضح مسئله باید به چه نکاتی توجه کرد؟

مهم ترین نکته‌ای که شما در هنگام بیان مسئله باید به آن توجه نمایید، ارائه نکردن راه حل است. خیلی از اوقات ما به جای بیان مسئله، راه حل ارائه می دهیم، نتیجه‌ی این اشتباه، موضع گیری طرف مقابل است. زمانی که همسرتان در حال صحبت است، با سوالاتی که از او می پرسید، دقیقا متوجه شوید مسئله اصلی او چیست؟ شاید او می خواهد یخچال بخرد و شما دارید در مورد کوچکی موبایل بر سر او فریاد می زنید.

متاسفانه ما فکر می کنیم زمانی که همسرمان در خانه، مسئله را برای ما مطرح می کند،  باید سریعا یک راه حل به او ارائه دهیم. به طور مثال همسرتان از کارهای زیاد خانه شکایت می کند و شما با اندکی تفکر و یا شاید هم بدون فکر می گویید، می خواهی برایت یک کارگر بگیرم تا در کارهای خانه به تو کمک کند، در این زمان مشاهده خواهید کرد که همسرتان عصبی تر از قبل ، فریاد می زند که تو اصلا مرا درک نمی کنی.

در این مورد واقعا حق با همسرتان است زیرا بدون درک مسئله‌ی همسرتان راه حل ارائه کرده اید. شاید ناراحتی همسر شما از عدم تقسیم کار در خانه است، ممکن است از اینکه فرصت درس و مطالعه ندارد ناراحت است، یا شاید هم او در خانه احساس ارزشمندی نمی کند و خود را مانند یک کلفت می بیند که باید از صبح تا شب به همسرش خدمت کند، و این احساس برای او زجرآور است. حال شما به جای این که با درک دقیق مسئله، مشکل او را متوجه شوید. او را مانند یک کارگر دیده اید که از عهده کارهایش به تنهایی بر نمیآید و باید یک کارگر دیگر بیاورید تا او به تمام کارهایش برسد. آری همسر شما حق دارد از دست شما ناراحت شود، شما از روی ناآگاهی این راه حل را ارائه دادید ولی یادتان باشد تا زمانی که مسئله به طور دقیق و روشن برای هر دو طرف مشخص نشده است، نباید به سراغ حل آن بروید.

از نکات مهم دیگری که در بیان مسئله باید به آن توجه کرد، بیان مسئله به جای بیان مشکل است، این که ما خانه نداریم یک مشکل است ولی چطور خانه‌ پیدا کنیم و این خانه با چه ویژگی هایی باشد، مسئله ما است. گفتگو در مورد مشکل بحث را به جای مطلوبی نمی رساند، فقط معمولا آن را از مسیر خود خارج می کند، مثلا بعد از گفتن جمله ما خانه نداریم، جملات ناامید کننده ای که من چه قدر بدبختم، حالا اگر صاحب خانه، وسایلمان را بریزه وسط کوچه چه باید کرد، و بسیاری از این حرف ها که هیچ کمکی به حل مسئله نمی کند، ولی در صورتی که به مسئله بپردازیم و زوجین دقیقا متوجه شوند که منظور طرف مقابل از خانه مطلوب چیست به خوبی می توانند بحث را به سرانجام برسانند.

با ما همراه باشید با سلسله مباحث مهارت های زندگی….

حجت الاسلام محمد حسین افشاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *